محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

433

اكسير اعظم ( فارسى )

سوراخهاى او كنند پس بزنگار پر نمايند . [ جالينوس ] جالينوس در قاطاجانس گفته كه بهترين زنگار در اين باب آن است كه از مس گيرند و اين نوع سعفه را به اين قول مخصوص كرده . و گفته كه بعد زوال اين مرض در روئيدن مو طمع نبايد داشت بهر آن كه جلد را فاسد مىكند بعده حكايت كرده كه او صاحب سعفهء شهديه را در حمام ديده و از حال او سوال كرد او گفت كه اين از چهل سال است در گرما رفع مىشود در سرما رجوع مىكند پس جالينوس معلوم كرد كه آن محتاج به پشت است و آن رو را از حمام بمداوه و آن را امر به اقتصار بر اغذيهء ناشفه كرد و فصد و تنقيهء سر او نموده و در زمانى قليل از آن صحت يافت . و علاج سعفه معروف بروس‌الابر استفراغ به حسب امكان است نزد استعمال قوانين آن بعده موى را بموچنه بكنند تا همه اصول آنها ظاهر شود بعد آن محاجم به غير شرط در مواضع متفرقه بنهند تا از آن زرداب شبيه به روغن برآيد . و هرگاه از زرداب هيچ نماند بار ديگر محاجم به سركه نهند تا بيخ موها سفيد گردد و گاهى براى آن اين دوا مىسازند اولا روغن خل به اين طريق سازند كه بگيرند سركه يك رطل و در ديگ سنگين انداخته بيست درم روغن گل بر آن ريزند و جوش دهند تا آن‌كه سركه فانى شود و روغن بماند پس بگيرند از اين روغن بيست درم و فرفيون يك دانگ فضه و شيطرج هندى و كهربا با كه آن صمغ جوز هندى است و راتينج كه آن صمغ صنوبر است هر واحد يك دانگ كاغذ مصرى سوخته و مداد چينى و خستهء هليلهء سوخته و روسختج هر واحد نيم درم تخم ترنج سوخته يك درم و اين دوا معروف به دواى روفس است . و حنين ابن اسحاق گويد كه در اين ورع سوخته و زرنيخ افزايند . و ابن يسار گويد كه در آن زرنيخ را تجربه كردم و مفيد يافتم اين همه را بسايند و در آن روغن حل كنند و بر سر در وقتى كه محجمه از آن جدا كنند طلا نمايند كه در يك مرتبه كفايت كند و مردى را در اهواز علاج اين مرض بعلاجات بسيار غير از كنديدن مو نمودند و در آن علاج سود نكرد . و هرگاه طول كرد موى او كنديده علاج كردم و از آن صحت يافت غير آن‌كه بعد از آن ديدم كه موى او بسيار ضعيف شده . و علاج سعفه مروف به عجز گرسنه داشتن صاحب او است و اصلاح غذاى او و بر سر او آب مطبوخ حشائش محلله بريزند و حجامت بر ساقين كنند چه از تقليل غذا و جذب ماده به اسفل بدن اين زائل مىشود و در اهواز جاريهء را ديدم كه اين مرض عارض شد پس اصلاح غذاى او كردم و آن به اندك سعى زائل شد و اين علت بمردم كبار و كسى كه حرارت او قوى باشد كم حادث مىشود و بصبيان اكثر مىافتد و گمان مىكنم كه شرط اذنين در آن مفيد باشد ليكن در كتابى نديده‌ام . و حنين ابن اسحاق اين مرض را در كتاب حشائش ذكر كرده . و گفته كه حشيشه معروف بفيل گوش چون بپزند و آب او بيفشارند و بر سر صاحب عجز بريزند آن را تحليل كند و علاج عام سفعهء حمرا بعد استعمال قوتين فصد و اسهال و قطع چهاررگ و فصد پيشانى و طلا به اين طلاست بگيرند آب كدو و آب برگ بيد و آب برگ خبازى و برگ خطمى و همه را جمع كنند بعده موم به روغن به روغن بنفشه ساخته به اين آبها اندك اندك تسقيه دهند تا آن‌كه از آن بسيار تشرب كند بعده در هاون انداخته بر آن قدرى زبد البحر و بسيار اندك ورع سوخته اندازند و بسفيد و بيضه حل كنند تا مختلط گردد پس بر مواضع حمر اطلاى تخين بدان نمايند و سه روز بدارند بعده به آب گرم و سركه بشويند تا پاك گردد بعد از آن راحت داده به همين طريق بدفعات اعاده بدان نمايند پس اگر فائده شود بهتر و الا بگيرند برادهء مس و بر آن آب پاشيده در موضعى كه آن را باد نرسد بگذارند تا زنگار كند بعده بگيرند زنگار آن و در سركه حل كرده اندك روغن گل يا روغن بنفشه بر آن چكانيده بر موضع طلا كنند و از قرحه كردن حذر نمايند . و هرگاه كه جلد او متغير گردد و از گوشت نتو كند معالجه ترك نمايند تا متقرح نگردد و بعد آن اعادهء آن كنند و هروقت كه امتلا شود تنقيه نمايند و جماعتى را ديدم كه براى اين مرض فصد رگ منخرين و ماقين كردند و از اين مرض صحت يافتند . [ ابن الياس ] ابن الياس مىنويسد كه علاج سعفهء شيرينج اين است كه اگر با حرارت مزاج باشد هر صبح جلاب از عناب ده عدد و شكر سفيد ده درم بدهند و غذا مزورهء ماش به مغز بادام و اسفاناخ سازند بعد از آن تنقيهء بدن به مطبوخ هليل يا به مطبوخ شاهتره و هليلهء سياه و كابلى كنند و از عدسيه با گوشت بچهء مرغ غذا دهند و بعد تنقيه بقرص سعفه طلا نمايند و تركيب او در قول صاحب كامل گذشت ليكن در اينجا وزن زردچوب و بادام تلخ هر يك بيست درم و مقل پنج درم است و يا طلاى زراوند طويل و غيره كه در همان قول مذكور شد به كار برند و صاحب سعفه را مىبايد كه حجامت بر نقره كند . و اگر آثار خون غالب باشد و فصد ممكن بود فصد سر رو گيرند و در سعفه مبتدى و خصوصا در صبيان زرد چوب و پوست انار و مرداسنگ و حنا به روغن گل و سركه نفع كند . و علاج سعفهء يابس آن است كه شير زنان در روغن‌هاى سرد در بينى چكانند و هر صبح شربت بنفشه و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشانند و غذا مزورهء مذكور دهند و آب گرم و لعابات بارده مثل لعاب اسپغول و لعاب بهدانه بر آن ريزند . و اگر سعفه صلب غليظ باشد به آهن بخارند چندان كه خون برآيد و بر آن زلو اندازند و صبر سقوطرى مرداسنگ هر يك پنج درم به روغن گل و اندكى سركه حل كرده طلا نمايند . و علاج سعفهء شهدى اين است كه تنقيهء بدن از اخلاط فاسدهء رويد به مطبوخ افتيمون يا به مطبوخ هليله يا بحب ايارج يا بحب اصطمخيقون كنند و موضع را بزنگار پر كنند بعده هر آنچه در آن باشد نشف نمايند . و علاج سعفهء معروف برؤس الابر آن است كه هر صبح جلاب از اصل السوس سه درم و شكر سفيد ده درم دهند و غذا نخوداب و مغز بادام سازند و بعد از نضج تنقيهء بدن از صفراى محترقه رديه به مطبوخ هليله